شش نفربودیم، دوساعتی بودکه توی اسانسورگیرکرده بودیم، هواداشت تموم میشد، داشتیم نفسهای اخرو میکشیدم که یهو یکی دست کرد تو کیفشو یه چیپس در اورد و درشو باز کرد... با هوای توی چیپس بود تونستیم دو ساعت دیگه دووم بیاریم تا امداد رسید!
برچسب:
نویسنده: اریوبرزن
تاريخ: پنجشنبه
22 اسفند
1392 ساعت: 23:30